سفرنامه منتخب به قلم دانشجوی وفادار خانم سارینا رمضانی فاخر:
۲۳ تیر بود که از خواب بیدار شدم و با یه میس کال ناشناس مواجه شدم . خیلی تعجب برانگیز بود چون معمولا کسی اون ساعت صبح به من زنگ نمیزنه به هر حال دوباره با شماره تماس گرفتم و دیدم از سفیر باهام تماس گرفته بودن . اونا منو به یه تور دعوت کرده بودن ! خیلی برام جالب بود و از ته دل خوشحال بودم چون میدونستم تور های سفیر واقعا هیجان انگیزه و حسابی خوش میگذره علاوه بر اون توری که من رو دعوت کرده بودن باغ کتاب بود ، مکان مورد علاقم تو تهران . قرار بود ۲۵ تیر یعنی روز پنجشنبه ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح شعبه مرکزی تو قلهک باشیم . من معمولا ساعت بیدار شدنم ۱۲ ظهره به خاطر همون یه کم این صبح زود بیدار شدن برام سخت بود . وقتی ساعت ۸:۳۰ دقیقه رسیدیم شعبه مرکزی با یه سلام و علیک گرم از طرف تور لیدر های سفیر مواجه شدیم . این حجم از انرژی اول صبح منو واقعا تحت تاثیر قرار داد . ما به طبقه دوم راهنمایی شدیم و وقتی وارد شدم با کلی زبان اموز هم سن و سال خودم ، و البته مثل خودم خواب آلود ، دیدار کردم . همچنین قبل از ورود تور لیدر ها به اتاق با یه چایی گرم و کیک خوشمزه پذیرایی شدیم . وقتی تور لیدر های پر انرژی مون وارد اتاق شدن ، از معرفی کردن خودمون شروع کردیم و خیلی زود همه مون باهم دیگه رفیق شدیم و خواب به کلی از سرمون پرید و به چند تا سوال جواب دادیم تا ببینیم کی سطحش بالاتره. وقتی جواب دادن به سوال ها تموم شد از ساختمان خارج شدیم و به سمت اتوبوس رفتیم . هوای خنک اتوبوس تو اون هوای گرم تابستون واقعا یه نعمت بود . از شعبه مرکزی تا باغ کتاب راه زیادی نبود ، حدود ۱۵ دقیقه بیشتر تو راه نبودیم ولی تو راه بیکار هم نبودیم . هم زمان با خوردن ساندویچ و ابمیوه مون ، به گروه های چهار نفره تقسیم شدیم تا تو باغ کتاب با هم گروهی های عزیزمون بگردیم و بازی کنیم . بدو ورودمون به محوطه باغ کتاب زود دور هم جمع شدیم تا یه عکس دسته جمعی بگیریم . فکر نکنم تو اون عکس خوب افتاده باشم چون آفتاب دقیقا تو چشمم بود ولی خب به هر حال یادگاری خیلی خوبی بود . اولین جایی که قرار بود بریم سرزمین بازی فکربازیا بود ولی قبل از وارد شدن یه پانتومیم کوچیک اجرا کردیم تا ببینیم کدوم گروه اول وارد بشه ، که گروه ما زیاد تو حدس زدن خوب نبود و گروه سوم وارد شدیم . بازی هایی که انجام میدادیم واقعا جذاب بود و به تمرکز بالایی احتیاج داشت و وقتی با هم گروهی هام بازی میکردم از اون حس رقابت واقعا لذت میبردم . وقتی بازی همه گروه ها تموم شد همه جمع شدیم تا بریم قسمت علمی باغ . چون من عاشق علومم اون قسمت برام مثل بهشت بود . اونجا طرز کار کلی دستگاه رو یاد گرفتیم و رفتیم آسمان نما . و کلی چیزای جدیدی دیدیم که تا به حال اسم خیلی هاشون به گوشمان هم نخورده بود .بعد از حدود یک ساعت گردش و یادگیری تو پارک علمی وقت برگشتن بود . فاصله باغ تا اتوبوس حدود ۵ دقیقه بود ولی انقدر هوا گرم بود که همه مون داشتیم عرق میریختیم . وقتی بالاخره به اتوبوس رسیدیم و سر جاهامون با گروه هامون نشستیم یه برگه بهمون داده شد که یه جدول بود که باید کاملش میکردیم ، گروه ما تونست حداقل ۸۰ درصد کلمات رو حدس بزنه که خیلی خوب بود . همچنین یه هدیه کوچیک هم به ما دادن که خودکار پنتر بود و واقعا به نظرم خیلی خوب بود . برای ناهار قرار بود بریم رستوران سیب ۳۶۰ شریعتی که یکی از رستوران های خوب تهرانه . ما پیتزا و همراه هامون همبرگر میخوردیم ولی خوب من با همراهم غذام رو نصف کردم و غذا بعد از اون همه گردش و بازی واقعا چسبید . و بعد از اونجا باهم دیگه خداحافظی کردیم . از سفیر واقعا ممنونم که یه همچین تور لیدر های خوبی داره و خیلی ازشون ممنونم که انقدر به زبان اموز های وفادارش اهمیت میده.
فقط تشکر می توانم بکنم مثل همیشه عالی ممنونیم
از کادر اجرا بسیار بسیار سپاسگذارم .از اول تا آخر برنامه خوش انرژی و شاداب همراه ما بودن .تجربه لذت بخشی بود برای اولین بار ❤️❤️
بیشتر برگزار کنید از این تور ها
و اینکه در سال چند بار جلساتی رایگان بزارید که دانشجویان بیان و اونجا اسپیکینگ کنند