سفرنامه منتخب به قلم دانشجوی وفادار خانم فاطمه ادیب پور:

اولش به دلیل اینکه دوستام نبودن نمیخواستم برم ولی حس‌ کردم تجربه باحالی میشه و تصمیم گرفتم که برم. روز هشتم شهریور قرار بود ساعت هشت و ربع دم دفتر مرکزی موسسه سفیر باشیم ولی خب من دیر رسیدم با این حال منتظر موندن و با روی خوش، خوش‌آمد گفتن. وقتی رسیدم فوراً سوار اتوبوس شدیم و اولش یکم معذب بودم ولی خب به لطف اساتید محترم که خیلی خونگرم و دوست داشتنی بودن همشون، یخمون آب شد و اوکی شدیم . داخل اتوبوس آهنگ انگلیسی گذاشتن که من خیلی آهنگاشو دوست داشتم، صبحانه دادن در اتوبوس و بازی انگلیسی آموزشی انجام دادیم. وقتی رسیدیم وارد ایران‌مال شدیم ، اولین جایی که رفتیم بولینگ گلکسی بود و چند گروه شدیم و بولینگ بازی کردیم، وسط بازی بهمون نوشیدنی دادن تا انرژی ها نیفته خلاصه که همه چی عالی بود و خیلی حال داد. بعدش رفتیم کتابخونه جندی شاپور و یکی از استاد ها به انگلیسی درباره کتابخونه و ایران صحبت کردن ، من این قسمت رو از همه بیشتر دوست داشتم چون میتونستم کامل اون حرف هایی رو که به انگلیسی میزدن رو بفهمم و از این بابت خوشحال بودم و ذوق کردم. اونجا کلی عکس گرفتیم و بازدید کردیم بعد رفتیم به لوتوس ( تیراندازی و دارت و بیلیارد و …) و  بازی های دیگه هم داشت که خیلی هیجان انگیز بود و واقعا بهمون خوش گذشت تو اون تایم ، بعد که دیگه خسته شده بودیم به رستوران رفتیم تا نهار بخوریم و اونجا موسیقی زنده برامون اجرا کردن و کلی لذت بردیم و نیم ساعت بعد رفتیم و  برای برگشت وقتی اتوبوس اومد سوار شدیم ، تو راه برگشت آهنگای شاد گزاشتن و خیلی خوش گذشت بهمون . وقتی رسیدیم ، پیاده شدیم و از هم خداحافظی کردیم و راهمون جدا شد. خیلی ممنون از اساتید محترم که یک روز خوب و عالی رو برامون رقم زدن.‌..