سفرنامه منتخب به قلم دانشجوی وفادار:
وقتی از واحد باشگاه مشتریان سفیر بهم زنگ زدن و ملیکا و مونا رو برای شرکت در تور رایگان باغ وحش ارم دعوت کردن، فکرش رو هم نمیکردم که قراره انقدر بهشون خوش بگذره. چون تا حالا تجربه ی تور رفتن با سفیر رو نداشتم، از ترس اینکه نکنه اختلالی توی برنامه پیش بیاد، تاچند روز قبل از تور به بچه ها چیزی نگفتم. دیگه وقتی آدرس و زمان رو برام SMS دادن و مطمئن شدم همه چیز سرجاشه، به بچه ها گفتم که قراره بریم تور. اون روز ساعت 8:30 نشده با کلی ذوق و شوق به دفتر مرکزی سفیر رسیدیم. کارشناس های مجموعه با خوش رویی بسیار بهمون خوش آمد گفتن و به طبقه سوم ساختمان مرکزی هدایتمون کردن . وقتی وارد سالن شدم، دیدم بچه های هم سن و سال ملیکا و مونا نشستن. استاد بعداز رسیدن بچه ها و سر ساعت۸:۳۰ اومدن توی سالن و بسیار با انرژی با بچه ها بازی کردن و جلسه ی معارفه رو برگزار کردن. ازون جایی که قرار بود بچه هارو به باغ وحش ببرن، استاد با مهارت کامل و با بردن موضوع بحث به سمت حیوانات مورد علاقه و… یه سری لغات رو با بچه ها مرور کردن.بعدش بچه ها پانتومیم بازی کردن و کلی خوش گذروندن. خلاصه راه افتادیم سمت اتوبوس، توی اتوبوس ازمون با میان وعده پذیرایی شد و استاد باهامون بازی هایی به زبان انگلیسی انجام داد که خیلی هیجانی شدیم. تقریبا ۴۰ دقیقه تو راه بودیم تا رسیدیم قلعه ی شادی. هیجان اصلی با ورود به قلعه ی شادی شروع شد. بچه ها ۱ساعت وقت داشتن تا اونجا بازی کنن ومیتونستن هر بازی رو هرچندبار که میخوان انجام بدن. در واقع خیال والدین بسیار راحت بود چون اون ۱ ساعت ،قلعه ی شادی فقط مختص تور سفیر بود. نه ترس از گم شدن بچه ها بود و نه حس نگرانی خاصی. اینو گفتم که نه تنها بچه ها، بلکه والدین هم میتونستن سوار وسایل قلعه ی شادی بشن. نمیتونم توصیف کنم که چقدر به والدین و بچه ها خوش گذشت. چقدر تنقلات توی راه به بچه ها دادن. تور بعدی با سفیر، حتی آب هم نمیبرم. فکر همه چیز و همه جا رو کرده بودن. خلاصه بعد از اون ۱ساعت عالی و بی دغدغه، رفتیم باغ وحش. اگه بخوام همه ی جزییات رو بگم، طومار میشه. فقط بگم که من با این سنم، تا به حال غذا دادن به حیوانات رو ندیده بودم. به لطف پرسنل سفیر و هماهنگیشون با مسئولین باغ وحش، مسئولین به شیرها و فیل ها غذا دادن و هیجان بچه ها و حتی والدین از جمله خودم، دیدنی بود. بعد از کلی گشت و گذار توی باغ وحش و توضیحات راهنما و ….. رفتیم به سمت رستوران. چقدر عجیب بود که توی تور همه چی سرجاش بود. زمانبندی برنامه ها عالی و دقیقا طبق برنامه ی اعلام شده بود. جاتون خالی رفتیم شیلای اباذر. غذا عالی و حتی بگم بیشتر از کافی. از غذا زیاد نمیگم که دهنتون آب نیفته! در آخر می خوام بگم، چیزی که باعث شد به من و بچه ها خیلی خوش بگذره، برخورد عالی و چهره های خنده روی مسئولین و پرسنل تور بود. که اگه اونا نبود، با هیچ مدل پذیرایی و گشت و گذاری ، اینقدر بهمون خوش نمی گذشت. با تشکر